تبلیغات
وبلاگicon
.

.
 
قالب وبلاگ
محبوبیت در گوگل
جنبش وبلاگی
ما را همراهی کنید

ما در گوگل پلاس

linkdin

talateadineh

rss

لوگوهای ما

آقای هاشمی در مقدمه کتاب "دوازده نامه مبادله شده میان ایران و عراق" می نویسد:
«متاسفانه معلوم شد که سازمان ملل و شورای امنیت نیز تمایلی به اجرای قطعنامه در شرایط خاص آتش بس، ندارند.»
حال باید دید که دستگاه دیپلماتیک ما در آن مقطع چه می کرده و نمایندگی ما در سازمان ملل چه عکس العملی در مورد این قطعنامه داشته است. محمد مهدی سلطانی(یکی از دیپلمات های باسابقه وزارت خارجه)می گوید:
 «حركت باند نیویوركی ها از مقطع صدور قطعنامه 598 آغاز شد . تعدادی از اعضای هیئت دیپلماتیك كشور در نیویورك در سال 1366 در حین مذاكرات مربوط به قطعنامه 598 كوشیدند تا با از كار انداختن حسگرها و منابع ورودی وزارت امور خارجه ، اجماعی جهانی علیه ایران به وجود آید ... از همان ایام كه متوجه این موضوع شدم ، به صورت پی در پی برای تهران تلكس می فرستادم تا شاید كوچك ترین تحریكی در این بین صورت گیرد ؛ اما مسئولین وقت به هیچ وجه حاضر به شنیدن مطالب نشدند ... در واقع ، بخش بین الملل وزارت امور خارجه گویا به این امر حساسیتی نداشت . این بخش به صورت مستقیم با سازمان های بین المللی در ارتباط بود و افراد اصلی تشكیل دهنده این بخش ، بعدها به باند نیویوركی ها معروف شدند .» 
دیپلمات یاد شده می افزاید : «مدیر وقت امور بین الملل وزارت خارجه ، محمد جعفر محلاتی بود كه چند سال پیش به آمریكا پناهنده شد و هم اكنون جزو مشاوران دستگاه سیاست خارجی آمریكا در امور خاورمیانه و ایران به حساب می آید . وی مدتی نیز نماینده ایران در سازمان ملل متحد بود و در مذاكرات حساس قطعنامه 598 به عنوان نماینده ایران [ و در واقع نماینده آمریكا ] حضور داشت» .


محلاتی در مصاحبه ای با شبكه تلویزیونی ان.بی.سی آمریكا در تاریخ 20 مهر 1366 اظهار می دارد كه قطعنامه 598 حاوی موادی منطقی است (!) و می تواند خواسته های قانونی ایران را پاسخگو باشد (!) 
او پس از بازگشت به ایران در فرودگاه توسط دستگاه های امنیتی بازداشت شد، لكن مدتی پس از آزادی ، به آمریكا رفت ... وی در سال 2000 به موسسه خاورمیانه آمریكا رفت و هم زمان یك بنیاد فرهنگی به نام ILEX را به همراه یك زن آمریكائی تأسیس كرد تا از بودجه هایی كه دولت آمریكا برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران اختصاص می دهد ، بتواند استفاده كند . در این بنیاد ، یكی دیگر از اعضای باند نیویوركی ها به نام فرهاد عطائی نیز با او همكاری می كند. عطائی قبلاً مدیر كل بخش روابط اقتصادی با آفریقا و آسیا در وزارت امور خارجه بود .

یکی دیگر از اعضای باند نیویورکی ها که در مذاکرات مربوط به قطعنامه شرکت داشت،«سیروس ناصری» بود. طبق برخی گزارش ها،سیروس ناصری دارای تابعیت کشور سوئیس بوده است. وی در دولت «آقای خاتمی» نیز جزو تیم مذاکره کننده هسته ای تحت نظر آقای «حسن روحانی» بوده که مدت کوتاهی پس از روی کار آمدن دولت نهم، برای جلوگیری از پیش آمدن مشکلات احتمالی برای خویش، به کشور سوئیس رفت.
بعدها مشخص شد که سیروس ناصری که نقش برجسته ای در تحمیل قراردادهای مشکل ساز در موضوعات هسته ای به کشور داشته،شریک نفتی کمپانی های نفتی آمریکایی بوده است.

این بدان معناست که متأسفانه دشمن توانسته بوده در حساس ترین بخش های وزارت امور خارجه نفوذ کند . 
با توجه به موارد مذکور ، این سؤال پیش می آید که چرا ایران با قطعنامه ای که عمدتاً به نفع عراق و به ضرر جمهوری اسلامی ایران تنظیم شده بود ، موافقت کرد ؟ برای پاسخ به این سؤال ، ابتدا بیانیه امام خمینی (ره) به مناسبت پذیرش قطعنامه را مرور می کنیم : 

پیام امام خمینی (ره) در مورد پذیرش قطعنامه 
امام خمینی در بخشی از پیام خود که خطاب به حجاج بیت الله الحرام صادر کردند ، می فرمایند : «اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود این است که من تا چند روز قبل ، معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم؛ ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می کنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی - نظامی سطح بالای کشور که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم ، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم ». 
در ادامه پیام ، عباراتی که امام به کار می برند ، حاکی از این است که ایشان علی رغم میل باطنی و تصمیم شخصی خود ، مجبور به پذیرش قطعنامه شده اند . ایشان می فرمایند: «خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده های معظم شهدا ؛ و بدا به حال من که هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سرکشیده ام و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می کنم... قبول این مسئله برای من از زهر کشنده تر است ؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او ، این جرعه را نوشیدم ... شما می دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم ؛ اما تصمیم امروز ، فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشته و اگر آبرویی داشتم ، با خدا معامله کرده ام ... من باز می گویم که قبول این مسئله برای من از زهر کشنده تر است ؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم ... کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمی دانیم ؛ ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند ... آن چیزی که در سرنوشت روحانیت واقعی نیست ، سازش و تسلیم شدن در برابر کفر و شرک است ؛ که اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند ، اگر سرمان را بالای دار برند ، اگر زنده زنده در شعله های آتشمان بسوزانند ، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند ، هرگز امان نامه کفر و شرک را امضاء 
نمی کنیم »

نارضایتی و شدت ناراحتی امام ، از تک تک عبارات فوق به خوبی نمایان است . اما چرا کار به جایی رسید که امام خمینی مجبور به سرکشیدن جام زهر قبول قطعنامه شود ؟ و اصولاً چه کسانی این جام زهرآلود را به امام تحمیل کردند ؟ برای پاسخ این سؤالات ، در قسمت بعد مروری خواهیم داشت بر مواضع امام خمینی (ره) در طی جنگ تحمیلی . 

(منبع: کتاب راز قطعنامه . چرایی و چگونگی پایان جنگ تحمیلی. اثر کامران غضنفری.)



طبقه بندی: تحلیل و نقد،  مستند راز قطعنامه، 
برچسب ها: باند نیویورکی ها، قطعنامه 598، راز قطعنامه، هاشمی رفسنجانی، جنگ تحمیلی، مواضع امام خمینی در قبال 8 سال جنگ، ناگفته هایی از جنگ،  
[ جمعه 8 فروردین 1393 ] [ 11:55 ق.ظ ] [ voi ]
لبیک یاامام


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

جنبش letter4u

کبوتران زمینی

عمارنامه

مهدی بیا

طلبه سایبری

پرواز جوان

طلعت آدینه